گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )
66
لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )
بر من است كه دوستان خود را بر مسند اينهمه حكومتها قرار دهم . از اينرو نگرانىام آن نيست كه به اندازهء وافى منصب و مقام براى همراهان خويش نداشته باشم بلكه نگران از آنم كه براى احراز اين مقامات دوستان كافى فراهم نباشند . ولى در مورد شما فرزندان يونان بهر كدام انگشترى زرين هم خواهم داد . وقتى كه آنها اين مطلب را شنيدند فرماندهان چنان مسرور شدند كه بىدرنگ خبر را به اطلاع همهء يونانيها رسانيدند . ازاينرو دستههاى ديگر نيز سعى نمودند به حضور او بروند چون ميخواستند بدانند در صورت فتح آنها چه نصيبى خواهند داشت . كوروش آنها را هم راضى برگردانيد ولى همهء آنانى كه با او صحبت كرده بودند يك ندا از او تقاضا و تأكيد داشتند كه خودش به ميدان جنگ نرود و در عقب جبهه بماند . به همين مناسبت كلارخوس از كوروش اين سؤال را كرد : آيا خيال ميكنى برادرت با تو جنگ كند ؟ كوروش گفت : « به حق زاوش پروردگار عالم سوگند كه اگر او داريوشزاده و فرزند پريزاد و برادر من است بدون جنگ و ستيز فرمانروائى اين سرزمين را به چنگ نتوانم آورد . » در اين موقع كه لشكر مجهز و آمادهء نبرد مىگرديد رسيدگى و معلوم شد عدهء يونانيان ده هزار و چهارصد نفر سنگين اسلحه و دو هزار و پانصد نفر سبك اسلحه است در صورتى كه نفرات چريك بيگانه در قشون كوروش يكصد هزار نفر با بيست ارابهء داسدار بود . بنابر گزارش و اصل تعداد لشكريان دشمن يك ميليون و دويست هزار نفر « 1 » بوده ، با دويست ارابهء داسدار بعلاوه قشونى شامل ششهزار
--> ( 1 ) - اين تعداد ظاهرا مبالغهآميز است كتزياس پزشك يونانى اردشير شاه چنان كه -